بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام:
أُوصِيكُم بِتَقْوَى اللهِ وَ إِدامَهِ التَّفكِّرِ، فَإِنَّ التَّفكُرَ أَبُو كُلَّ خَيْرٍ وَ أُمَّهُ - شما را به تقوای الهی و اندیشیدن - تفکر مدام سفارش می کنم زیرا که اندیشیدن پدر و مادر همه خوبیهاست.
آیت الله حائری شیرازی، رحمة الله عليه:
استعمار میخواهد به جای شما فکر کند؛ شما را آمادهخور خودش قرار بدهد. به جای شما در قضیه فکر کند و محصولات فکرش را به صورت سیصد چهارصد کتاب در اختیار شما بگذارد و بعد هم هر کسی این مطالب را قبول و باور داشته باشد و بکار بندد به او لقب ،کارشناس توانمند، مدیر مدبر و فرهیخته بدهد یک امر ضد ارزشی را ارزش جلوه میدهد! (کتاب تفکر، برگرفته از سخنرانیها ص 55، دفتر نشر معارف قم)
تفکر، با تخیل و تصور متفاوت است. تفکر، یعنی:کار ذهن، روی معلومات، برای رسیدن و معلوم ساختن مجهولها. اگر نیندیشیم، هیچ مجهولی برای ما معلوم نمیشود.
برخی استعمار و استثمار را پیامد سلطۀ سیاسی، نظامی، یا اقتصادی میدانند؛ اما سلطۀ قویتر و شدیدتر، هنگامی محقق میگردد که قدرت و انگیزۀ تفکر را از افراد و یک ملّت بگیرند!
ربوبیّت، یعنی: صاحب اختیاری، تدبیر و تربیت امور که مستلزم برخورداری از احاطۀ علمی میباشد و علم در انسان، با تفکر حاصل میشود و سلطه میآورد.
مستکبران و ظالمان در نظامات سلطه، از فرعون گرفته تا امریکای امروز، همه مدعیان ربوبیّت میباشند و میگویند: نه تنها خدا و ربّ العالمینی وجود ندارد، بلکه اگر خالقی وجود داشته باشد نیز حق ندارد به ما راه نشان دهد و چه باید کردها و چه نباید کردها را برای ما تبیین کند و در امور ما دخالت کند؛ بلکه این ما هستیم که ربّ خودمان و دیگران میباشیم!
مدعیان ربوبیّت، برای تقویت، استحکام و گسترش سلطۀ خود، ناچارند قدرت و انگیزۀ تفکر را از حکومتها، دولتها و ملّتها بگیرند؛ چرا که انسان و جامعۀ متفکر، زیر بار سلطۀ دیگران نمیرود!
آدمی اگر به فکر خودش نباشد، به فکر رشد، رسیدن به رشد و کمال، سعادت دنیا و آخرتش نباشد، دست کم به خورد و خوراک و پوشاک و نحوۀ برخورد، سخن گفتن و تعاملش با دیگران فکر میکند؛ اما استعمار نوین همین مقدار را نیز برنمی تابد، چه رسد به مباحث نظری و تفکر در چگونگی اتخاذ مواضع و تقریر سرنوشت خود و جامعه! میگوید تو فکر نکن،خودم به تو میگویم که چه بخوری،چه بپوشی، چگونه حرف بزنی، چه ببینی و چه بنشوی؛ تو فقط اطاعت و پیروی کن!(ص 1)
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام:
أُوصِيكُم بِتَقْوَى اللهِ وَ إِدامَهِ التَّفكِّرِ، فَإِنَّ التَّفكُرَ أَبُو كُلَّ خَيْرٍ وَ أُمَّهُ - شما را به تقوای الهی و اندیشیدن - تفکر مدام سفارش می کنم زیرا که اندیشیدن پدر و مادر همه خوبیهاست.
آیت الله حائری شیرازی، رحمة الله عليه:
استعمار میخواهد به جای شما فکر کند؛ شما را آمادهخور خودش قرار بدهد. به جای شما در قضیه فکر کند و محصولات فکرش را به صورت سیصد چهارصد کتاب در اختیار شما بگذارد و بعد هم هر کسی این مطالب را قبول و باور داشته باشد و بکار بندد به او لقب ،کارشناس توانمند، مدیر مدبر و فرهیخته بدهد یک امر ضد ارزشی را ارزش جلوه میدهد! (کتاب تفکر، برگرفته از سخنرانیها ص 55، دفتر نشر معارف قم)
تفکر، با تخیل و تصور متفاوت است. تفکر، یعنی:کار ذهن، روی معلومات، برای رسیدن و معلوم ساختن مجهولها. اگر نیندیشیم، هیچ مجهولی برای ما معلوم نمیشود.
برخی استعمار و استثمار را پیامد سلطۀ سیاسی، نظامی، یا اقتصادی میدانند؛ اما سلطۀ قویتر و شدیدتر، هنگامی محقق میگردد که قدرت و انگیزۀ تفکر را از افراد و یک ملّت بگیرند!
ربوبیّت، یعنی: صاحب اختیاری، تدبیر و تربیت امور که مستلزم برخورداری از احاطۀ علمی میباشد و علم در انسان، با تفکر حاصل میشود و سلطه میآورد.
مستکبران و ظالمان در نظامات سلطه، از فرعون گرفته تا امریکای امروز، همه مدعیان ربوبیّت میباشند و میگویند: نه تنها خدا و ربّ العالمینی وجود ندارد، بلکه اگر خالقی وجود داشته باشد نیز حق ندارد به ما راه نشان دهد و چه باید کردها و چه نباید کردها را برای ما تبیین کند و در امور ما دخالت کند؛ بلکه این ما هستیم که ربّ خودمان و دیگران میباشیم!
مدعیان ربوبیّت، برای تقویت، استحکام و گسترش سلطۀ خود، ناچارند قدرت و انگیزۀ تفکر را از حکومتها، دولتها و ملّتها بگیرند؛ چرا که انسان و جامعۀ متفکر، زیر بار سلطۀ دیگران نمیرود!
آدمی اگر به فکر خودش نباشد، به فکر رشد، رسیدن به رشد و کمال، سعادت دنیا و آخرتش نباشد، دست کم به خورد و خوراک و پوشاک و نحوۀ برخورد، سخن گفتن و تعاملش با دیگران فکر میکند؛ اما استعمار نوین همین مقدار را نیز برنمی تابد، چه رسد به مباحث نظری و تفکر در چگونگی اتخاذ مواضع و تقریر سرنوشت خود و جامعه! میگوید تو فکر نکن،خودم به تو میگویم که چه بخوری،چه بپوشی، چگونه حرف بزنی، چه ببینی و چه بنشوی؛ تو فقط اطاعت و پیروی کن!(ص 1)
- ۳۹۸
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط