پناه می برَم از بُغضِ در گَلو مانده

پناه می برَم از بُغضِ در گَلو مانده

به دَشتِ دامنِ گلدارِ مادَرَم گاهی
دیدگاه ها (۴۳)

عاشقانه های شبنم

دشت برم به عنوان بخشی از وسعت کوهمره بزرگ اکنون از توابع شهر...

*خدایا!*از این همه تنبلی و به فردا افکندن کارها به تو پناه م...

عشق، آوارگیِ شیرینی است که آدم را از بندِ هر چه “خانه” و “تع...

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

⁨مادرم فاطمه جانبه حقِ پهلوی شکسته‌اتپناهِ دل‌های شکسته باشو...

میان هیاهوی زندگی،پناه می‌برم به خویش؛جایی که هنوز آرامشم را...

آدم هاگاهی گریه می کنندنه به خاطر اینکه ضعیف هستندبلکه به خا...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط