به سلامتی مادرم که بخاطر خیلی چیزا اشک تو چشمش گذاشتم و

به سلامتی مادرم که بخاطر خیلی چیزا اشک تو چشمش گذاشتم ولی اون بغلم کرد وگفت ففط گریه نکنی اما عشقش
منو باگریه ودعای خیر بدرقه زندگی کرد
دیدگاه ها (۱)

♥چه نازه♥

گفت چند سال داری؟گفتم روزهای تکراری زندگی ام را خط بزنی، کود...

همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکستاین روزها اتفاق...

از اش روزگار چنان دهانم سوخت که از ترس....!آب یخ را هم ,فوت ...

رومان عشق بی نھایت پارت 19از زبان ملیسا گردنمو بوس کرد و بعد...

رومان عشق بی نھایت پارت 19از زبان ملیسا گردنمو بوس کرد و بعد...

که یهو دوست قبلی نیما اومد(دختر بود) و موهامو خیلی محکم کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط