اسم من از یاد تو رفت

اسم من از یاد تو رفت
ای آنکه در آینه ای
این چهره ی خسته منم

این آهه سینه سوز من
دیوار سرد فاصله س
بین من و هم سخنم

فریاد من سکوت تو
لب تو باز و بی صدا
عروسکی به شکل من
غریبه اما آشنا
نگاهه مات تو به من
مثل نگاهه دشمنه
جسم تو گرمی نداره
مگر تنت از آهنه
مگر تنت از آهنه

سکوت تو یه فاجعه س
برای هم صدای تو
شکسته در گلو چرا
طنین نعره های تو

تو که خوده منی چرا
غریبه ای برای من
منو صدا نمی کنی
تو قاب سرد آینه
به سوگ من نشسته ای
منو رها نمیکنی

شکست لحظه لحظه ام
یه عادته برای تو
پرنده ی نگاه من
اسیره در هوای تو

چرا تو که خوده منی
سکو تت رو نمی شکنی
به من بگو چه میکشی
تو قاب سرد آهنی
تو قاب سرد آهنی

تو غربت نگاهه تو
که با نگاهم آشناس
یه دنیا حرف گفتنیست
ولی لب تو بی صداست
دیدگاه ها (۳)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سورا و رین

پارت بیست و یکم

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۵اتاق در سکوت فرو رفته بود.جونگو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۷: مرهمِ زخم‌هاآجوما دو لیوان بلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط