دلم محزون داغی از قدیم است
دلم محزون داغی از قدیم است
عزای حمزه و عبدالعظیم است
کشد پر مرغ دلهامان ز سینه
گهی سوی ری و گاهی مدینه
دل اهل ولا از غم شکسته
دو داغ سخت بر دلها نشسته
منم که سائل بیت الکریمم
حزین حمزه و عبدالعظیمم
بگیرم رخصت از حیّ تعالی
به نام نامی ِ خلّاق یکتا
بِرم با ذکر بانویی حزینه
مسیر روضه را سوی مدینه
دلم گشته به خون آغشته یارب
امید مصطفی شد کُشته یا رب
دو چشمِ عرش از این غصه خونبار
دو صد نفرین بر هندِ جگر خوار
چنان قلبش ز غم گردید مضطر
تو گویی خم شده قدّ پیمبر
چرا که حمزه میر لشگرش بود
چو حیدر،یاور و غم پرورش بود
اگر چه هست شیعه دل پریشان ولی،لا یَوم،کَ،یَومَک،حسین جان
به تو از جانب اَعدا چه ها شد
کنار علقمه قدّت دو تا شد
نشسته تیر کین بر چشم مستش علمدارت جدا شد هر دو دستش
دلِ زهرا از این مرثیّه افسرد
که ضرب آهنینی بر سرش خورد
15 شوال روز شهادت "حضرت حمزه"
و "حضرت عبدالعظیم حسنی"تسلیت باد.
عزای حمزه و عبدالعظیم است
کشد پر مرغ دلهامان ز سینه
گهی سوی ری و گاهی مدینه
دل اهل ولا از غم شکسته
دو داغ سخت بر دلها نشسته
منم که سائل بیت الکریمم
حزین حمزه و عبدالعظیمم
بگیرم رخصت از حیّ تعالی
به نام نامی ِ خلّاق یکتا
بِرم با ذکر بانویی حزینه
مسیر روضه را سوی مدینه
دلم گشته به خون آغشته یارب
امید مصطفی شد کُشته یا رب
دو چشمِ عرش از این غصه خونبار
دو صد نفرین بر هندِ جگر خوار
چنان قلبش ز غم گردید مضطر
تو گویی خم شده قدّ پیمبر
چرا که حمزه میر لشگرش بود
چو حیدر،یاور و غم پرورش بود
اگر چه هست شیعه دل پریشان ولی،لا یَوم،کَ،یَومَک،حسین جان
به تو از جانب اَعدا چه ها شد
کنار علقمه قدّت دو تا شد
نشسته تیر کین بر چشم مستش علمدارت جدا شد هر دو دستش
دلِ زهرا از این مرثیّه افسرد
که ضرب آهنینی بر سرش خورد
15 شوال روز شهادت "حضرت حمزه"
و "حضرت عبدالعظیم حسنی"تسلیت باد.
- ۱.۱k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط