هرشب...

هرشب...

به تو شب بخیر می‌گویم

و تظاهر می‌کنم....

سرباز برنگشته ی جنگی هستی

که هنوز تمام نشده!

که دوستم داری...

که جیب سمت چپ سینه ات

عکس کوچکم را بغل کرده است...

بعد باورهایم را می‌گذارم زیر بالشم

غلت می‌زنم تا گریه هایم را نشنوی...
دیدگاه ها (۱)

چندپارتی یونگی

جادویی به نام عشق

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط