از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟

پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!

زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
دیدگاه ها (۳)

گفتگوی مار و زنبور🐍🐝روزی مار به زنبور گفت: انسان ها از ترس "...

اثاری اجفوفهم عمیه ولا تندل تعب روحی

"‏ألا یَا أَرْضُ نَحوِیْ قَرّبِیْهافَقَدْ أَسْرَفْتُ مِنْ شَ...

وقتیقهوه ات تلخ باشدمیتوانی آن را با شکر شیرین کنیاما وقتیگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط