از عشق ندانم که کیم یا به که مانم

از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
شوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم

از بهر طلب کردن آن یار جفا جوی
دل سوخته پوینده شب و روز دوانم

با کس نتوانم که بگویم غم عشقش
نه نیز کسی داند این راز نهانم

ده سال فزونست که من فتنه‌ی اویم
عمری سپری گشت من اندوه خورانم

از بس که همی جویم دیدار فلان را
ترسم که بدانند که من یار فلانم

از ناله که می‌نالم ماننده‌ی نالم
وز مویه که می‌مویم چون موی نوانم

ای وای من ار من ز غم عشق بمیرم
وی وای من ار من به چنین حال بمان

#سنایی_غزنوی
دیدگاه ها (۱)

از عشق ندانم که کیم یا به که مانمشوریده تنم عاشق و سرمست و ج...

از عشق ندانم که کیم یا به که مانمشوریده تنم عاشق و سرمست و ج...

از عشق ندانم که کیم یا به که مانماز عشق ندانم که کیم یا به ک...

از عشق ندانم که کیم یا به که مانمشوریده تنم ، عاشق و سرمست و...

کارخانه متوهم سازی اینستاگرام با مغز مردم ما چه می کند؟

بی اعتنایی در رانندگی . زیر نویس را بخونید لطفا .

#تکست_کده

نباید امپراطوری ایرانو بیدار کنید!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط