خونِ دل

خونِ دل


سینه ام سوخت، دلم غم آمد
دیده ام اشک ز ماتم آمد
سببِ خون دلم پرسیدم
مادرم گفت محرم آمد

کرب و بلا
روزگاری که دلم بهر عزا حاضر شد
آب شد هر چه در آن بود دلم آخر شد
ناگهان دیدم از آن اشک که در سینه بریخت
نام پر سوز و غمِ کرب و بلا ظاهر شد

معجون
این زمین چیست که با کرب و بلا معجون است
هر که را پای نهند جان و دلش محزون است
بی گمان محشر عالم شده اینجا بر پا
یا که اینجا به خدا خون خدا مدفون است



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۹)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

جادویی به نام عشق

سینه ام سوخت، دلم غم آمددیده ام اشک ز ماتم آمدسببِ خون دلم پ...

#سلام_امام_زمانم ای واسطه فیض دو سرا آجرک الله  وی حجت حق ص...

چِقَدَر زود ببین ماهِ خدا آمد و رفتمَـــهِ عُشاقِ علی ماهِ ص...

دلــــم هوای بقیـــــع دارد و غم صـــادق عـــــزا گرفتــــه ...

یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داریآه، آقای  غریبم به  دلت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط