تا که می آیی ب ذهن من ، تبسم میکنم"...

تا که می آیی ب ذهن من ، تبسم میکنم"...
با تو بودن را به آرامی تجسم میکنم"...

چشمهایت گفتنی ها دارد و طبع من غزل"...
با زبان عشق با چشمت تکلم میکنم"...

شعر می پاشم درون خاک حاصل خیز دل"...
واژه ها را سبز احساس تفاهم میکنم"...

گاه شعرم مثل چشمت حاوی آرامش است"...
گاه با امواج گیسویت تلاطم میکنم"...

با نت و موسیقی لمس تو شاعر میشوم"...
خستگی را لابلای طعم تو گم میکنم"...

با تو وقتی از خیابان های دل رد میشوم"...
دانه ی اسفند دود از چشم مردم میکنم"...

مثل آدم باب میل تو حوایی میشوم"...
شوکت فردوس ، قربانی گندم میکنم"...
دیدگاه ها (۲)

به یاد بیاورید چگونه عاشق همسرتان شدید؟ اگر او را بخاطر اینک...

میگن عاشقا عشقشون رو خوشگل میبینن، این دفعه که دیدمت خیلی خ...

نمیدانم چه نوشیدم"!؟! که سیرم کرده از هستی"...خودم مستُ،غزل ...

نم نمک دارم به تو احساس پیدا میکنم"!!!هی ورق بر میزنم ؛ هی آ...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط