سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی

سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را، به دنیایی نمیدادی

سلام ای رفته از دستی، که میدانم نمی آیی
و میدانم برای من، امیدی رفته بر بادی

به خاطر داریَم آیا؟ !به خاطر دارمت آری!
سلام ای باور پاکی، که از چشمم نیفتادی

اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی
رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!

سکوتم را نکن باور، خودت هم خوب میدانی
که در اشعار من چیزی، شبیهِ داد و فریادی
دیدگاه ها (۲۹)

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی منتا که از عطر تو لبریز شود خا...

قصه گو ؛ قصه ی من خانه خرابست ننویس ...همه شب منتظرم...

دنیای من دنیای تردید و یقین استیک عمر بی تاب کسی بودن همین ا...

هرکسی حال مرا پرسید؛ گفتم عالی ام..اشک ها پنهان شده؛ درخنده ...

part : 45chapter : 2سریع اسلحمو روی سر ویلیام گرفتم + اگه می...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط