Life again p7

زندگی دوباره...
P7
جین بیدارشد، ب کاراش رسید و رفت رستوران. لیارو بیدار نکرد تا فقط اذیتش کنه. لیاعم ک اگ بخوابه بیدار کردنش کار حضرت فیله...
2pm
لیا وقتی بیدارشد قبل اینکه لود بشه یا ساعتو نگاه کنه ی قرص از جیبش دراورد و پودرش کرد و رو میز بغل تخت لاینش کرد و کشید. انگار ک تازه بیدارشده بود. دفعه ی قبل مثل اینکه دوتا قرصو قاطی کرده بود و اوردوز کرد ولی وقتی بهش فکمیکرد ب این نتیجه میرسید ک واقعا ارزششو داشت... نیم ساعت توی خماری بود و فقط سرگیجه های وحشتناکش و داشت تحمل میکرد. هفتادو سه تا میس کال از جین داشت ولی انقد های بود ک اصن صدای گوشیشو نمیشنید... ده دیقه بعد صدای در اتاقش توجهشو جلبکرد. جین بود. مثل همیشه صورتش قرمز شده بود و دستاش میلرزید. لیا خیلی های بود واس تشخیص دادن جین. جین ک فهمیده بود لیا دوباره چیکار کرده دستی لای موهاش کشید و مستقیم بهش خیره شد. چرا اینکارو میکرد؟ جین تو این دو سال کم کاری کرده بود؟ یا خوب مراقبش نبود؟ اگ مامانش پیشش بود همچین کاری میکرد؟ چی باعث شد ک لیا یهویی بره سمت مواد...
جین کنار لیا نشست و سرشو با دستاش پنهانکرد.
+خیلی خوشحالم !
همیشه همینو میگفت. رفتارای عجیبش برای جین روتین بود. باید میبردتش خونه ی خودش. عادی نبود ک بخواد دوروز تو خونش بمونه... ولی یچیزی اذیتش میکرد و تا قبل اینکه جلوشو نگیره نمیتونست تنهاش بزاره...
_لیا داری یکاری میکنی ببرمت خونت و از رستوران اخراجت کنم و خودمو راحت کنم.
باهر کلمه صداش بالاتر میرفت...
_فک کردی چون نوزده سالته هرکار دلت بخواد میتونی بکنی؟ یا چون مادر پدری نیستن که بهت گیر بدن میتونی مواد بکشی؟ چی فک کردی با خودت؟ منو با اون دوستای اسکلت اشتباه گرفتی؟ میدونی من کیم؟ اینجا کجاس؟ از الان ب بعد دیگ هیچی مثل قبل نیست. فقط بدون خودت خواستی اینکارو کنم !
لیا هیچی ازحرفاش نمیفهمید و فقط با چشم نیمه باز ب ی گوشه خیره شده بود... کم کم داشت اثرش میرفت و متوجه جین شد ک داشت وسایل اتاقشو بیرون میریخت و چیزای جدیدی جاشون میزاشت. فقط سرشو روی تخت گذاشت و دستاشو زیر سرش قلاب کرد و خوابید...
نیم ساعت بعد )
لیا تا چشماشو باز کرد با دیدن صورت جین کاملا نزدیک ب خودش سرجاش پرید.
+تو مگ نباید الان رستوران باشی؟
_خیلی داری راحت بامن حرف میزنی. بهتم گفته بودم. الان دیگه هم توخونه هم تو رستوران من رییستم و هرکاری ک من گفتم انجام میدی
لیا ک فک میکرد جین دوباره میخواد کل کل کنه و باهم شوخی کنن دس ب کمر شد و با چشمای تیزشده نگاش کرد
+تو فقط تو رستوران بدردنخورت میتونی بمن دستور بدی ن تو خونه ی قشنگم
جین حالت صورتش عوض نشد و مثل قبل جدی بود ک این لیارو میترسوند. از جاش بلند شد و کتش و مرتب کرد.
_درضمن، تو اخراجی. فقط چون باید حواسم بهت باشه باید بامن بیای رستوران ولی ن اجازه ی صحبت کردن داری ن تکون خوردن !
دیدگاه ها (۱۱)

پارت۳

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

ترامپ در‌تروث پستی از اغتشاشات ایران منتشر کردچشم امید ترامپ...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

اینارو میگم ک بدونید تو ذهن این کودن ها چی میگذره.اینا واقعا...

چند پارتی یونگی

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط