می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

بمیرد آنکه غربت را بنا کرد
تورا از من، مرا از تو جدا کرد
دیدگاه ها (۱)

چه شبها بی ثمر تا صبح بیداری و او هرگز نمی داند چه احوال بدی...

عاشقم... اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،که تو از پنجره اش پای...

از تو بعید نیست جهان عاشقت شودشیطان رانده، سجده کنان عاشقت ش...

خبر این است که من نیز کمی بد شده اماعتراف اینکه در این شیو...

" شنيدم كه چون قوي زيبا بميردفريبنده زاد و فريبا بميردشب مرگ...

یادآوری

ولی باور کنید مرگ ترس نداره،یک بار اتفاق می‌افته و بعدش تموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط