کاش خدا منو ببینه،ببینه چه گیج و خسته م،

کاش خدا منو ببینه،ببینه چه گیج و خسته م،
دستمو محکم بگیره،بگه که نترس من هستم،
کاش فقط یه بار دیگه،با چشام تو رو ببینم،
حاضرم تا ته عمرم،پای این حسرت بشینم،
مثه انتظار کشیدن،همه آرزوم همینه،
پس بذار یه بار دیگه،این چشام تو رو ببینه،
کاش خدا بگه تو گوشم،که نترس از این زمونه،
این زمونه ای که خیلی،با دلم نامهربونه،
کاش خدا منو ببینه ببینه چه گیج و خسته م،
دستمو محکم بگیره،بگه که نترس من هستم،
کاش فقط یه بار دیگه،با چشام تو رو ببینم،
حاضرم تا ته عمرم،پای این حسرت بشینم...
دیدگاه ها (۵)

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

تقدیم به محضرِقوت قلبم جانانم:🫀🫂بابت وجود بعضۍ آدمـ هاۍ انگش...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط