به ساحلی رسیدم، جایی پر از چشم‌اندازهای زیبا

به ساحلی رسیدم، جایی پر از چشم‌اندازهای زیبا
پل چوبی راه‌پله‌هاش را بر سر جنگل کشیده بود
برگ‌های سبز درختان آرامش می‌بخشیدند
و صدای آب جوشان همچون نغمه‌ای بود
جنگل دریاچه‌ای از سبزی بود
با درختان بلند و پوشیده از برگهای خرما
از بلندی پل چوبی، دست دریایی را نیز می‌توانستم بینم
که به لطافت هرچه تمام، با ساحل پیوند خورده بود
روی پل قدم‌هایم را برداشتم
گذری در آرامش و شگفتی بود
در هر قدم، جنگل از انبوهی از رازهای خود فاش می‌کرد
و من در شگفتی این جاده بودم
صدای پرندگان درختان را همراهی می‌کرد
و سرودِ جنگل در آوازهای طبیعت بی‌پایان بود
در هر نفسی، جوانه‌های عشق و امید می‌شکفتند
و دلم در پرواز با پرندگان خوشی می‌جست
پل چوبی به من داستان‌هایی می‌گفت
و من در خیال‌پردازی‌های خود سرود جنگلی می‌سراییدم
با قلبی شاد و روحی پاک
با هر قدم، ارتباطم با طبیعت متعالی‌تر می‌شد
و در صمیمیتِ جنگل، زندگی را به احساس می‌آوردم
بودن در آنجا، یک سفر به سرزمینی بینابینی بود
دیدگاه ها (۰)

🌿🎥💚 نوا و نمایی کوتاه از جنگل‌های هیرکانیِ پروریج‌آباد ساری ...

🌿🌸✨ طبیعت گلستان؛ آمیزه‌ای از رنگ، زندگی و آرامش 🏞️💚🦋🌳🌿 جایی...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

Eleven

🌿🏔️☁️ فیلبند؛ جایی میان زمین و آسمان... 😍💚📍✨ روستای فیلبند، ...

🌲🏔️📸 ۳ لوکیشن دیدنی و تماشایی مازندران! 😍🤩🌿✨📍🇮🇷🌳 مازندران فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط