مدتهاست حالی از من نمیپرسی

مدتهاست حالی از من نمیپرسی
تا مبادا بگویم : خوب نیستم و رفاقت مجبورت کند همراهِ درد این دل شوی.
میدانم برای بد حالی های من وقت نداری؛
اما بپرس
قول میدهم پاسخ را کوتاه کنم
و بگویم خوبم.
بپرس.
میخواهم فقط کمی دلم
قرص شود که هنوز مرا در خاطرت داری..
دیدگاه ها (۱)

می‌شود تو را نداشتاما تمام وقت به تو فکر کردمی‌شود تمام وقتب...

کاش زندگی هم مث فیلمابود یهومینوشتن دوسال بعد:)

I can be myself with himPart⁷⁹گوشه ی لبم رو بوسید..به لبم نخ...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

*****پارت ۱۳: سکونِ جادویی در قلبِ آشوب**تالار سلطنتی دیگر ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط