نمی دانم چرا ؟!  اما... تو را وقتی که میبینم!

نمی دانم چرا ؟!  اما... تو را وقتی که میبینم!
یکی انگار میخواهد زمن ، تا با تو بنشینم !
تنِ یخ کرده آتش را که میبیند چه میخواهد ؟!
همانی را که میخوام ! تو را وقتی که میبینم!!
تو تنها میتوانی آخرين درمان من باشی ؛
و لی دیگران بیهوده می‌جویند تسکینم!!🦋🦋

#saharshehim💖

#عاشقانه
#آسمان_سهم_من_است
دیدگاه ها (۰)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

professor Riddle,p44

My lovely neighbor part : 67

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

pov: مامانت همیشه اذیتت میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط