درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, آن نقش زیبایی که نیست
مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل به فردایی که نیست
دیدگاه ها (۵)

حوالی چشمانتهمه چیز آرام است ...#تُ ؛تمام مسکن ها را به چالش...

کاش میشد؛ حال خوب را، لبخند زیبا را، بعضی دوست‌داشتن‌ها را خ...

جانم فدای زلف تو آن دم که پرسمت کاین چیست؟ موی بافته !گویی ک...

دارویِ دَردم ....گــر تُـــویـی ...در اُوجِ بیمــــاری ....خ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط