گفتی فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوی

گفتی فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوید فراموشم کن......


صدای قدمهایت را از پشت سر می شنیدم و اعتراف میکنم قلبم جایش را در سینه گم کرده بود......


تا فقط یکبار صدایم کنی و من بدون معطلی برگردم......


صدايم نکردی، کاری که من همیشه میکردم......


گفتی فراموشم کن و چقدر هم سخت گفتی......


و من هنوز صدای پاهایت را از پشت سر میشنوم و هیچوقت نخواهم فهمید.......


چرا در اين معادله بي جواب ، تو بي فرمول ترين مجهول دنيا شدي و من سختكوش ترين خنگ دنيا .......
دیدگاه ها (۷)

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁴سومیاو با تعجب نگاهم کرد و گفت:ـ تو.....

دلبر رئیس

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۱: خبر غیرمنتظرهدر باشگاه باز شد.همه ناخو...

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط