گفتی فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوی

گفتی فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوید فراموشم کن......


صدای قدمهایت را از پشت سر می شنیدم و اعتراف میکنم قلبم جایش را در سینه گم کرده بود......


تا فقط یکبار صدایم کنی و من بدون معطلی برگردم......


صدايم نکردی، کاری که من همیشه میکردم......


گفتی فراموشم کن و چقدر هم سخت گفتی......


و من هنوز صدای پاهایت را از پشت سر میشنوم و هیچوقت نخواهم فهمید.......


چرا در اين معادله بي جواب ، تو بي فرمول ترين مجهول دنيا شدي و من سختكوش ترين خنگ دنيا .......
دیدگاه ها (۷)

نامه ای به مادرم... مادر..چه واژه ی شیرینی است... از...

کنار پنجره اتاقم می شینم و به ستاره های آسمون خیره می شم ......

سرآغاز نامه عاشقانه ، با نام تو مینویسم صادقانه... ای هم نفس...

گفتم: خسته*ام گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا...

Start Again (5)زنگ آخر تمام شده بود و همه در حال جمع کردن وس...

تکاپو پارت 35= از من بدت میاد؟

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~نور ضعیفِ لامپِ بالای سرشان، میان غب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط