چون نگاه گرگی پیر

چون نگاه گرگی پیر
که از خشم شده زنجیر
از دو روئی و تزویر
سیرم زندگی را سیر
پیشترها صداقت بود
دل ها را رفاقت بود
آن کس که رفیقت بود
در راه طریقت بود
عشق معنی بودن داشت
دوستی ها سرودن داشت
ایکاش فقط یکبار
می شد عاشقی تکرار
آن عشق ِ پاک از رنگ
آن زیبائی بی رنگ
یکبار ولی بسیار
گل می داد فقط یکبار............... #شهزاد
دیدگاه ها (۴)

من از آدمهائی که بکارت بیان ندارند بی زارمآنهائی کهادبیات گف...

بی تومهتاب شبیباز از تو بیمار شدمپر کشیدم تا خیالتاز غمت زار...

تمام ناگفته ها در حنجره بغض می شودو نعره های دردبه اندازه ی ...

چشمان تو آن مست ترین نوش حلال است احساس می نوشد و دل مست ِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط