ﺗﺎ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻏﻤﺶ
ﺍﺯﺳﯿﻨﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺪ ﻧﻔﺲ
ﻧﺎﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﮐﻪ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ...
دیدگاه ها (۱)

کاش می دانستیتکرار "تو"برایمچقدرزندگی بخش است...درست مانند"ن...

ساده تر از این بلد نیستم که بگویمرهایم نکنکسی در این شهرجز م...

باید قبول کنیم دوستت دارم ها به نرخ روز شده، پایش که بیفتد ه...

ﺣﺎﻻ ﺩﻳﮕﺮﻧﻪ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺧﺒﺮﻱ ﻫﺴﺖﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻱ ﺁﺷﻨﺎﺍﺯ ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿــــــــﺎ       ﺗﻨﻬـــــــﺎ ﺑﻮﺩﻥ ,ﺧﯿﻠـﯽ ﺑﻬﺘﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط