روباه کوچولوی من

روباه کوچولوی من
پارت بیست و هفتم
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
>> روز بعد
@ویو چویا
شوگا به شهادت رسید .
چویا : از تمامی کسانی که در اعمال خاک سپاری کمک میکنند بسی_
دازای : خواهش عشقم
چویا : یه لحظه خفه بتمرگ♪ (〃^〃)
ورلاین گلو دازای رو گرفت از یه طرف یقهی شوگا دستش بود .
ورلاین : الان به برادر من چی گفتی .
دازای : گفتم چیبیییییی عشقققققق منههههه
ورلاین : تو خودت گوه خوردییییییی
شوگا رو ول کرد دوید دنبال دازای .( من فازشون رو نمیفهمم یه بار داش مشتی میشن یه بار مثل سگ همو میگیرن فازتون چیه برادران (((・・;))
چویا : ول کنین هموووووووووووو
باز کم محلی کردن . یه نگاه بهرشوگا انداختم .
شوگا بلند شد اومد طرفم . کنارم واستاد ( بت منی چیزی هستی شوگا جان ؟ )
تو گوشم گفت : هممم نگاهم میکنی ؟ دلت برا دیک بزرگ ددیت تنگ شده .
خودمو پرت کردم رو زمین .ورلاین و دازای مثل چی برگشتن طرفمون .
چویا : اههههههههه دازایییییی ورلاینننننن این دفعه میخواد فاکشو کنه تومممممم.
با این حرف مثل سگ دویدن دنبال شوگا .حالا شوگا بدو اینا بدو . تام و جری به روایت دوتا تام .( اهم😂😂😂😂😂😂 )
چویا : شوخی کردم (-.-)
شوگا : ایییییییی بمیریییییی چویا .
باز خودمو پرت کردم ( چویا بازیگریییییی😑😣)
چویا : دازاییییی ورلاینننن کجایین که شوگا چویا تونو کشت .( قیافه ی هاتون 🤣 )
>> یک هفته بعد ( بقیشو خودتون در ذهن خود بسازید دیگه بریم سر هنتای ها )
@ویو ورلاین ( ورلاین ❌برادر غیرتی ✅ )
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
حوصلم نکشید
دیدگاه ها (۲۰)

روباه کوچولوی منپارت بیست و هشت ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ب...

روباه کوچولوی من پارت بیست و نهم 😵꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا ...

روباه کوچولوی من پارت بیست و شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ا...

الان دارم میرم مدرسع🥲😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط