『درس زیاد می‌خواندم؛ و

『درس زیاد می‌خواندم؛ و
هر جایی که برایم مهم بود،
با یک مداد، زیرَش خط می‌کِشیدم!
قانون اولِ نیوتن،
همیشه یکی از سُوال‌های امتحانی بود؛
قانونِ جاذبه هم...!
گفتم جاذبه،
یادِ چَشم‌های مادَرم اُفتادم...
یادِ چَشم‌های بی‌بی...
یادِ چَشم‌های تو!
✿و چَشم، عضوِ مُهمی‌ست!✿
اگرنه زَن‌ها، اینقدر با دقّت و
رو به آینه، زیرَش با مداد خَط نمی‌کِشیدَند...!💜🖊』


#خاص
دیدگاه ها (۴)

آن مرد با باران می آید:)رفتی کلاس اول!این شعر را عوض کن؛آن م...

بعضی از آدم‌ها ترجمه‌شده‌اندبعضی از آدم‌ها فتوکپی آدم‌های دی...

#BEAUTIFUL

ساز ناكوك نزن عشقسرم را بردے؛بعد از او حوصلہ اے نيست كہ عاشق...

پارت اول

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

پارت : 1 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**ساعت ۴:۴۵ صبح تاریکی هنوز...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

زیبای کوچک فریبکار

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط