بی انصاف جان
بی انصاف جان
قسمت ما که نشد، اما
همین که با شعر های من
عاشقی به وجد بیاید،
چشمانش برقی بزند و
معشوقه اش رامحکم در آغوش بگیرد
برایم کافیست...
.
همین که
از گوشه ی لب هایش
همان عاشقانه ای بچکد
که اولین بار زیر درخت آرزوها
در گوش تو پچ پچ کردم
و تو هی سرخ میشدی و من سفید
برایم کافیست...
.
قسمت ما که نشد، اما
همین که وقتی او را می بوسد
طعم اشک هایی را که عاشقانه
به پای این کلمات ریخته ام، مزه کند
و در آن لحظه ی باشکوه مقدس عشق،
بوی تو، که تمام شعر را فرا گرفته است
در آسمان بپیچد
برایم کافیست...
.
اما صبر کن ،
فقط از یک چیز میترسم
نکند
با همین شعر ها، زبانم لال
کسی تو را...
❤
قسمت ما که نشد، اما
همین که با شعر های من
عاشقی به وجد بیاید،
چشمانش برقی بزند و
معشوقه اش رامحکم در آغوش بگیرد
برایم کافیست...
.
همین که
از گوشه ی لب هایش
همان عاشقانه ای بچکد
که اولین بار زیر درخت آرزوها
در گوش تو پچ پچ کردم
و تو هی سرخ میشدی و من سفید
برایم کافیست...
.
قسمت ما که نشد، اما
همین که وقتی او را می بوسد
طعم اشک هایی را که عاشقانه
به پای این کلمات ریخته ام، مزه کند
و در آن لحظه ی باشکوه مقدس عشق،
بوی تو، که تمام شعر را فرا گرفته است
در آسمان بپیچد
برایم کافیست...
.
اما صبر کن ،
فقط از یک چیز میترسم
نکند
با همین شعر ها، زبانم لال
کسی تو را...
❤
- ۱.۱k
- ۰۷ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط