یه دونه عروسک کوچولوِ بامزه داشتم سوغاتی بود.خواهر ٤سالم

یه دونه عروسک کوچولوِ بامزه داشتم سوغاتی بود.خواهر ٤سالم از روزی که دیده بودشون خیلی ازش خوشش اومده بود مثلا یهویی میومد باهاش بازی میکرد و پزشو به بقیه میداد و..،
آخر سر یه روزی دلشو زد به دریا گفت آجی میشه اون مال خودم باشه؟
منم گفتم:باهاشون بازی کن بعد بده به من
گفت:نه میخوام مال خودم باشن بازی نمیخوام بکنم باهاشون
منم گفتم:نه شاید خراب بشه
با بغض میگفت:میخوام مال خودم باشن قول میدم بهشون دست نزنم بازی نکنم فقط مال من باشن.
گفتم:مال خودت باشن که چی پس؟
گفت:مال من باشن قشنگ ترن!
دیگه از اون روز نه جایی پزشو داد نه بهش دست زد فقط بعضی وقتا با یه لبخند گنده و چشای پر از برق میره و نگاش میکنه؛
دوست داشتن همینقدر شیرین و قشنگِ
توعم اگه مال من بشی قول میدم باهات کاری نداشته باشم فقط نگات کنم و تو دلم ذوق کنم اخه مالِ من بشی قشنگ تری!❤ ️
#نرگس_منصوری
دیدگاه ها (۴)

یه جایی توی فیلمِ مری و مکس هست که مکس به مری میگه: میبخشمت ...

#خوراکی 🍕 🍟 🍓

‎مهم نیست فکر کنی چقدر آدم باحال‎با استعداد، تحصیل کرده و ثر...

‏لباس خوشگلاتو بیرون واسه مردم میپوشی لباسی که بوی قورمه سبز...

چقدر زود داره میگذره از اون روز هایی که رفتی از پیشمون از او...

عشق دردناک²p¹⁸+جوابی داری بدی؟!(عصبی)_...+دلیل این کارت چی ب...

سلام به خوشگلای خودم می‌دونم فعالیت ریده خواستم بهتون یه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط