دو پارتی اسمات از شوگا

دو پارتی اسمات از شوگا

ویو ات
سلام من اتم و ۲۲ و ۴ ساله که با شوگا توی رابطه هستم می دونم می دونم تقصیر خودشه نمی یاد خواستگاری گردن گیرش خراب شده { اشتباه فکر نکنید توهین نکردم }
امروز هم مامان و بابام می خوان برن مسافرت خونه ی خالم آخه تایلند زندگی می کنه و قرار چند روزی نباشن منم به شوگا می گم بیاد پیشم
صبح بیدار شدم مامان و بابام رفته بودن شب منم رفتم سرویس { حال ندارم توضیح بدم 😩 } اومدم بیرون صبحونه خوردم } چون می دونستم الان شوگا تمرین داره بهش زنگ نزدم پس یکم برم پارک یک ساعت دیگه بهش زنگ می زنم
رفتم پارک یکم راه رفتم و بعد نشستم که شوگا زنگ زد
شوگا : سلام بیبی
ات : سلام ددی
شوگا : کجایی آمدم دم خونتون ولی کسی نیست
ات : پارکم پارک کناریمون بیا دنبالم
شوگا : باشه
۸ مین بعد
ویو شوگا
رفتم دنبال ات
شوگا : سلام بیبی
ات : سلام
شوگا : مامان و بابات رفتن
ات : آره ، بریم خونه غذا درست کنم
شوگا : امید وارم نسوزه
ات : مگه تا حالا غذا هام سوخته
شوگا : نه ( دروغ میگه 😑😊)
۱۵ مین بعد
ویو ات
منو و شوگا رسیدیم خونه لباس عوض کردیم یکی از لباس های داداشمو بهش دادم من لباس عوض کردم رفتم غذا درست کنم می خواستم پاستا درست کنم



حمایت
دیدگاه ها (۱)

دو پارتی اسمات از شوگا ویو شوگا ات پاستا درست کرد خوردیم واق...

#سناریو موضوع اسلاید بعد نامجون : امم خوب جوابی نداریجین : چ...

تک پارتی از شوگا ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی و طبق معمول...

تکپارتی اسمات ویو ات سلام من ات هستم و با شوگا یک سال می شه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط