『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟒
_این همه برامون کار کردی الانم باید جبران کنیم
...
سوفیا بغض کرد و لبخند زد...
...
میا رفت تا برای سوفیا سوپ درست کنه..
....
میا جیمین و صدا کرد...
_جیمینننننننن
*بلهههههه
_بیااا
*اومدم..
*بله
_بیا سوپ رو برای سوفیا ببر
*باش
...
جیمین سوپ رو برای سوفیا برد
*سوفیا بیا سوپت اماده شد
سوفیا:واقعا معذرت میخوام تو زحمتتون انداختم
*نه بابا سوفیا همیشه برام زحمت کشیدی اینا کارا که هیچی نیست
سوفیا:خیلی بزرگ و مرد شدی
....
نکته::سوفیا از سیزده سالگی جیمین کنارش بوده و به خاطر همینه که جیمین و سوفیا با هم راحتن 👍🏻خب ادامه...
....
میا به سوفیا گفت:«
_سوفیا خوب استراحت کن
سوفیا:چشم خانم
... ویو شب ⏰
جیمین و میا دیگه داشتن میرفتن
سوفیا::از هردوتون ممنونم
_خواهش میکنم کاری نکردیم که
سوفیا::☺
هردوتون لطفا مراقب خودتون باشید...
_چشم
....
*میا تو زود برو منم میام
_باش ( یعنی چیکارش داره )
....
*سوفیا م.. یتونم مامان صد.. ات کنم
سوفیا ::چی ارباب
*اخه تو مثل مادرم باهام رفتار میکنی و رفتار تو باعث میشه که یاد مادرم بیوفتم پس اگه خودت دوست داری میخوام مامان صدات کنم ( با بغض )
سوفیا::
سوفیا لبخندی زد و به جیمین گفت ( علامت سوفیا×)
×باشه پسرم میتونی مامان صدام کنی
...
جیمین با بغض لبخند زد و سوفیا رو بغل کرد...
*ممنون سوفیا
_🥹
....
جیمین با خوشحالی از خونه رفت بیرون
_چرا انقد دیر کردی
*چون با سوفیا کار داشتم ( لبخند زد )
_(شک کرد)
*چته چرا اینجوری نگاهم میکنی
_همینجوری
*«شوکه شد»
...
جیمین و میا رفتن خونه ی جیمین و میا خودشو لش کرد رو کاناپه
_اخخ خسته شدم
جیمیننن
*هوم بله
_واقعا چرا روی برگه نوشتی جوجه
*چون خیلی شبیه جوجه ای
_من شبیه جوجه ام یا توو
*من؟؟
_اره خیلی شبیه جوجه ای مخصوصا لبات
*(گوشاش سرخ شد )
_عااا خجالت کشیدی اره
*بسه دیگه من رفتم کار دارم
_کجا میری
*میرم اتاق کارم
_منم بیام
*چرا بیای
_خب منم یکی از شمام نباید چیزی یاد بگیرم؟؟
*باشه بیا.
..
جیمین و میا رفتن توی اتاق کار جیمین...
...
جیمین وقتی مشغول کار بود میا..
......
ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟑میا از اتاق رفت بیرون و دید که جیمین چند ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟐جیمین رفت خونش اما شوکه شد چون به کیوت تر...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_ 𝟑میا روی تخت خوابید و پسر شکم میا رو ماساژ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط