سر جایش دراز کشید، کنار پنجره، پاهایش را بغل کرد و به گمش

سر جایش دراز کشید، کنار پنجره، پاهایش را بغل کرد و به گمشده اش اندیشید، کاری که خیلی ها قبل از خواب انجام می دهند، بی آنکه شخص دیگری متوجه شود.
دیدگاه ها (۴)

کاش تو به جای من بودیتا می فهمیدی که دوست داشتنتچه کار سخت و...

به کدام دل صبوری کنم ای نگار بی ‌تو ...!!...

خیلی ساده استما گناهکاریمبابت عمری که هدر دادیمصرف آدم های ا...

پک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الا نوعی لجاجت با خود، و حت...

تک پارتیچیفویو بغل باجی خوابش برد وقتی نور از لایه پنجره خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط