Part ...

Part:23. #ریاست.عشق



فلش بک به دو روز بعد
دو روز از اومدن مون به سئول گذشته بود
و جونگکوک رو ندیده بودم چند بار بهم زنگ و پیام داد و ازم جوابمو پرسید ولی چون مطمئن نبودم جوابشو ندادم این چند وقت حالشو از ته می پرسیدم اونم از درخواست جونگکوک خبر داشت و قرار بود امروز بیاد تا با هاش حرف بزنم

یکم میوه و شکلات و تنقلات روی میز گذاشتم که زنگ خورد
_سلام

+سلام خوش اومدی

_به به ببین چه میزی چیده

+اوم از جونگکوک خبری نداری

_ببینم تو حالت خوبه

+اره چرا

_خب توکه نگرانشی واسه چی ادا در میاری

+چه ربطی داره اون دوستمه منم می خوام حالشو بپرسم

_ که دوست؟

+بلع دوست

_ مث اینکه عشق کورت کرده

+هاا

_ چرا جای چا..قو قاشق آوردی

+ایی حواسم نبوده

_اینجاست که شاعر می گه بسوزد پدر عاشقی
دیدگاه ها (۰)

Part:24. #ریاست.عشق+گفتم که حواسم...

Part:25. #ریاست.عشق_خیلی وقته هم...

Part:22. #ریاست.عشقبا صدا زدنم تو...

Part:21. #ریاست.عشق_ات م.من من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط