هر نفسی که می کشم ..

هر نفسی که می کشم ..
انگار مرگم به تعویق می افتد..
تلخ است...
مثل زهر می ماند...
نفسم را می گویم!
دیدگاه ها (۲)

اشک کتاب

باران کجاست ؟

ﺳﺨﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﮐسی رو ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯽ،ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﺨـــــ...

عجب دنیایی شده اونی که یه روزی باهاش درد ودل میکردی حالا شده...

گاهی حس می‌کنم فقط دارم تماشا می‌کنم، انگار زندگی برای من ات...

شب، آرام نمی‌گیرد وقتی نام حسین می‌آید؛دل، بی‌تاب‌تر از همیش...

نقاب بر روی صورتم سنگین شده، اما تماشاچیان فقط به نمایش خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط