گوشیم رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
گوشیم رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده!
5 دقیقه اول، خونواده :||
5 دقیقه دوم، خونواده :|||
1 دقیقه بعد، مامانم: گوشیت سوخته؟؟
من : نه
3 دقیقه بعد، بابام: اینترنتت شارژش تموم شده بابا جان؟؟
من: نه
اندکی بعد، بابام: چی شده حالت خوب نیست؟؟؟
من : نه چطور ؟
ی ذره بعد، مامانم: تو چته؟؟؟ چرا سرت تو گوشیت نیست؟؟!
من: خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم :(
بابام: مطمئنی طوری نشده؟؟
مامانم: خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه؟
····
هیچی دیگه پا شدم اومدم گوشیم رو روشن کردم!!
بهلهه همچین خانواده ای داریم هههههه.خخخخخ
5 دقیقه اول، خونواده :||
5 دقیقه دوم، خونواده :|||
1 دقیقه بعد، مامانم: گوشیت سوخته؟؟
من : نه
3 دقیقه بعد، بابام: اینترنتت شارژش تموم شده بابا جان؟؟
من: نه
اندکی بعد، بابام: چی شده حالت خوب نیست؟؟؟
من : نه چطور ؟
ی ذره بعد، مامانم: تو چته؟؟؟ چرا سرت تو گوشیت نیست؟؟!
من: خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم :(
بابام: مطمئنی طوری نشده؟؟
مامانم: خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه؟
····
هیچی دیگه پا شدم اومدم گوشیم رو روشن کردم!!
بهلهه همچین خانواده ای داریم هههههه.خخخخخ
- ۸.۹k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط