همین دیگه...

همین دیگه...
همین دیروز بود که ادمها را فکر میکردم میشناسم ..ولی نه من ادم شناس خوبی نیستم ..من ادمها را نمیشناسم ادمهایی که فکر میکنی چقدر شبیه تو بودند ولی فرسنگها با تو فاصله دارند...
من از این ادمها پرم ..انقدر پر که دست بزنی به من میترکم منفجر میشوم ..من همان بادکنکم که دیگر تحمل حجم هوای خودش را ندارد.
میخوای بیخیال باشی میگی بیخیال ولی بیخیال نیستیا داری غمتو پنهون میکنی وبغضت رو مهار..همینشم درسته ..دستت که رو بشه دستت رو قطع میکنن ادما ..
من پرم ازتون اهای ادما.
دیدگاه ها (۴۲)

شاید طنز باشد...ولی ن این طنز نیست...حال من هم مثل باب اسفنج...

حکایت بعضیاس.:/

ادمهای دور و برم پر از ابهامند مثل جمعه اند معلوم نمیکنند زو...

:/

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط