مینویسم...
مینویسم...
این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می نویسم...
حرف میزنم... با خودم...
نمیفهمم مخاطب حرفهایم کیست...
وقتی حرف میزنم هیچ مخاطب خاصی توی ذهنم نمی آید...
و اين شاید چندان هم خوب نباشد...
نادر ابراهیمی میگفت:
عشق همه چیز است و بی عشق هیچ چیزی مطلقا معنا ندارد...
اینکه وقتی دلتنگ میشوم نمیفهمم برای چه کسی است...
اینکه نمیدانم دلم گرم کدام آغوش نداشته است...
اینکه توی کانال بله ام خودم هستم و خودم و ممنوعه نویسی هایم...
این یعنی بی عشقی که در جستجوی معنای عشق و عاشقی خارج از چارچوب های معمول عمل می کند...
من یک روح سرگردان و فراری از سکون حالا مانده ام در مرداب دلتنگی های شبانه...
و تو...
نمیشناسمت...
این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می نویسم...
حرف میزنم... با خودم...
نمیفهمم مخاطب حرفهایم کیست...
وقتی حرف میزنم هیچ مخاطب خاصی توی ذهنم نمی آید...
و اين شاید چندان هم خوب نباشد...
نادر ابراهیمی میگفت:
عشق همه چیز است و بی عشق هیچ چیزی مطلقا معنا ندارد...
اینکه وقتی دلتنگ میشوم نمیفهمم برای چه کسی است...
اینکه نمیدانم دلم گرم کدام آغوش نداشته است...
اینکه توی کانال بله ام خودم هستم و خودم و ممنوعه نویسی هایم...
این یعنی بی عشقی که در جستجوی معنای عشق و عاشقی خارج از چارچوب های معمول عمل می کند...
من یک روح سرگردان و فراری از سکون حالا مانده ام در مرداب دلتنگی های شبانه...
و تو...
نمیشناسمت...
- ۳۱۹
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط