مینویسم...

مینویسم...
این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می نویسم...
حرف میزنم... با خودم...
نمی‌فهمم مخاطب حرفهایم کیست...
وقتی حرف میزنم هیچ مخاطب خاصی توی ذهنم نمی آید...
و اين شاید چندان هم خوب نباشد...
نادر ابراهیمی میگفت:
عشق همه چیز است و بی عشق هیچ چیزی مطلقا معنا ندارد...
اینکه وقتی دلتنگ میشوم نمی‌فهمم برای چه کسی است...
اینکه نمی‌دانم دلم گرم کدام آغوش نداشته است...
اینکه توی کانال بله ام خودم هستم و خودم و ممنوعه نویسی هایم...
این یعنی بی عشقی که در جستجوی معنای عشق و عاشقی خارج از چارچوب های معمول عمل می کند...
من یک روح سرگردان و فراری از سکون حالا مانده ام در مرداب دلتنگی های شبانه...
و تو...
نمیشناسمت...
دیدگاه ها (۰)

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

عشقِ من…این روزا وقتی ‏توی آینه نگاه می‌کنم، دیگه خودم رو نم...

FORCED LOVEPart:14───ماموریت تموم شد. ولی اون شب، تهیونگ با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط