تکپارتییی جدید از کوکییدرخواستی
تکپارتییی جدید از کوکیی؟؟(درخواستی)
وارد کلاب شدین. دست های کوچکت رو در دست های جونگکوک گرفتی. رفتین و یک گوشه نشستین. براتون دوتا ویسکی آوردن. شروع کردین به خوردن ویسکی. حس میکردی نگاه کسی روته. دور و برت رو نگاه کردی. متوجه شدی که یه پسر داره بهت نگاه میکنه. جونگکوک رو صدا زدی: جونگکوک..ا...اون پسره..همش داره بهم نگاه میکنه
جونگکوک با عصبانیت بلند شد و رفت سمت پسره و
شروع کرد کتک زدنش. اومد سمتت و گفت: همش به خاطر اون لباس لعنتیه که پوشیدی(داد)
جونگکوک دستت رو محکم گرفت و پرتت کرد تو ماشین: جونگکوک به من چه من چه تقصیری دارم آخه
چرا سر من داد میزنی
جونگکوک: خفه شووووو
رسیدن خونه. کوک دست ات رو گرفت با عصبانیت دستت رو میکشید: جونگکوک ولم کنننن(داد و گریه)
جونگکوک به حرف های ات گوش نمیداد پرتش کرد رو زمین و شروع کرد کتک زدن ات. ات فقط گریه میکرد و داد میزد ولی کوک هیچ توجهی نداشت
وارد کلاب شدین. دست های کوچکت رو در دست های جونگکوک گرفتی. رفتین و یک گوشه نشستین. براتون دوتا ویسکی آوردن. شروع کردین به خوردن ویسکی. حس میکردی نگاه کسی روته. دور و برت رو نگاه کردی. متوجه شدی که یه پسر داره بهت نگاه میکنه. جونگکوک رو صدا زدی: جونگکوک..ا...اون پسره..همش داره بهم نگاه میکنه
جونگکوک با عصبانیت بلند شد و رفت سمت پسره و
شروع کرد کتک زدنش. اومد سمتت و گفت: همش به خاطر اون لباس لعنتیه که پوشیدی(داد)
جونگکوک دستت رو محکم گرفت و پرتت کرد تو ماشین: جونگکوک به من چه من چه تقصیری دارم آخه
چرا سر من داد میزنی
جونگکوک: خفه شووووو
رسیدن خونه. کوک دست ات رو گرفت با عصبانیت دستت رو میکشید: جونگکوک ولم کنننن(داد و گریه)
جونگکوک به حرف های ات گوش نمیداد پرتش کرد رو زمین و شروع کرد کتک زدن ات. ات فقط گریه میکرد و داد میزد ولی کوک هیچ توجهی نداشت
- ۲.۹k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط