جوانۍ رفت پیش پیرۍ
جوانۍ رفت پیش پیرۍ
گفت: روزۍ ندارم
گره افتاده بڪارم
پیر مرد گفت :
دست پدر و مادرت را ببوس
گفتم: چرخ روزگار
بڪامم نیست برڪت از
خانہ ام رفتہ است
گفت :
دست پدر و مادرت را ببوس
گفت: روزۍ ندارم
گره افتاده بڪارم
پیر مرد گفت :
دست پدر و مادرت را ببوس
گفتم: چرخ روزگار
بڪامم نیست برڪت از
خانہ ام رفتہ است
گفت :
دست پدر و مادرت را ببوس
- ۶۷۶
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط