خاطراتمون

خاطراتمون
پارت۱۰

ارسلا
دیانا:لبامو گذاشتم رو لباشو میک زدم و بعد با زبونم کل دهنشو انالیز کردم و زبون بازی کردیم
بعد از یه ربع نفس کم اوردیمو رفتم شروع کردم به گردنشو خوردن کی.رم بلند شده بود و روی ک.صش کشیده میشد
دیانا: ارسلان دراز کشیدو شروع کردم به س.اک زدن و لیس زدن نوکش و زیرشو خوردم
و ابش درومد لباسمو دراوردم و لای م.مه هام فشارش دادم
ارسلان: نمیخواستم الان زنش کنم چون هنوز خیلی کوچیک بود
واسه همین شروع کردم به خودن م.مه هاش
دیانا:ارسلان
ارسلان درحال خوردن:جان
دیانا:میشه تمومش کنی
ارسلان:اوکی و تمومش کردیم
دیانا: مرسی
ارسلان:ولی بدن خوش مزه ای داشتی
دیانا:خفه شو
ارسلان:اوکی

ادامه دارد...
پارت مثبت۱۸ بود کلا
دیدگاه ها (۸)

خوشگلمو فالو کنید@beauty_luxe

خیلی جالبه نهیکی بود میگفت رفیق تو رگییکی بود میگفت تا تهش ب...

خاطراتمون:)پارت۹دیانا:رفتیم خونه ارسلان گفت میرم دوش بگیرم م...

بچها نظرتون چیهپیجو اکیپ سلاطین کنمارهنه

Which onepart 6تو همین افکارم بودم که یکنفر از پشت سرم بهم ن...

he Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من). پارت یازده. ویو لیاـچ...

#theheartofsea #sixteenthpart#Minsung❌️این پارت اسماته و تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط