من نه آنقدر‌ دلبرم

من نه آنقدر‌ دلبرم
که دل تمام شهر از صدایم بلرزد..
نه آنقدر موقر
که یادم نرود دختر ‌نباید بلند بلند بخندد.. نه آنقدر‌ فیلسوف
که راجع به کتاب های خوانده و نخوانده ام داد سخن‌ بدهم..
نه آنقدر بزرگ
که بتوانم بجای شکلات
وقتی به کافه میرویم خانمانه قهوه سفارش بدهم..
نه آنقدر سیاستمدار
ک لبخند ها و اشک هایم
به جا و به موقع سرو کله شان پیدا بشود!

من
بغض میکنم، گریه میکنم،
شیطنت میکنم، بلند بلند می خندم و لبه ی جدول راه میروم و توی کافه شکلات می خورم و زندگی را ساده میگیرم...
و خوب می دانم..
دخترهایی شبیه من، خاطره نخواهند شد.


#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۲۲)

شب‌ها غریب‌تریم بی‌پناه‌تر و مظلوم‌تریمو معصوم‌تر.شب‌ها شکنن...

من شیفته‌ی خوشی‌هایِ ساده ام! بیخودی خندیدن ،شاید هم خنکی او...

می‌گفت گاهی وقتا که بچه‌م خراب کاری می‌کنه، بهش تذکر میدم......

حیفم می‌آید شب‌ها بخوابم. شب باید بیدار ماند. گاهی به‌سلامتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط