در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند؛ و اگر کسی بگوید یا بنویسد،
دیدگاه ها (۲)

انتظار تو فقط مال منهسهم من از تو افسوس ترو نداشتنههمه با هم...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟بی وفا، بی وفا حالا که من ...

بر عُشّاق ِ او،از قوم یزیداثر ندارد،تحریم و تهدیدراه ِ ما با...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

پارت ۹ — یک اتفاق سادهچند روز دیگه هم گذشت.یورا کم‌کم داشت ب...

پارت ۹ — یک اتفاق سادهچند روز دیگه هم گذشت.یورا کم‌کم داشت ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط