...No Copiii...

...No Copiii...


اگه از دست همه خسته شدم

به تو که بدجوری وابسته شدم

به تو که نمیتونم راست نگم

به چشات هرچی دلم خواست نگم

توی دست تو اسیری خوبه

جونم و ازم بگیری خوبه

با اینکه کوه دردم با اینکه غم زیاده

همینکه با تو باشم از سرمم زیاده


عاشقتــــــــــم...

عشقــــــــــم...

❤•°•…A…•°•❤
دیدگاه ها (۱۶)

چرا آخرین بار ؟رحیماومدی رو طاق ؟خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه ...

پسر بد (59)

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

آخرین دعا 8

سلام دخترام...... خوبین..... ببخشید این چند روزا بجای رمان ن...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p15ویو هیونجین اونو با ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط