▫️

▫️

روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر

در لبِ تشنهٔ ما بین و مدار آب دریغ
بر سَرِ کُشتهٔ خویش آی و ز خاکَش برگیر


#حافظ 🌹
دیدگاه ها (۰)

اندکی شعر بریز جام نمی‌خواهم من بنشین حرف بزن کام نمی‌خواهم ...

سیه روزان عاشق را چه حاصل بی تو از خوبان؟که روزِ تیره را خور...

Leave footprints of love and kindness wherever you go.هر کجا...

‌ دنیا ...

یار را بین شمع دل افروز ز کاشانه ای کیستجان ما سوخت بپرسیدکه...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط