بوی نان تازه میخواهد دلم

بوی نان تازه میخواهد دلم
لحظه ای بامزه میخواهد دلم

گوشه سفره تو باشی و عسل
چای هل با طعم ناب یک غزل

صبح عاشق با لب معشوقه اش
خنده ها، تا محو چال گونه اش

جای میز و صندلی، آغوش گرم
بوسه محکم نه ،فقط آرام و نرم

لقمه ها از دست تو با عشق و ناز
شانه ها هم سطر و دلها هم طراز

به چه شیرین میشود این زندگی
چون تو باشی و من و دلدادگی
دیدگاه ها (۲)

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

اعتیاد من بهت.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

بوی نان تازه میخــــــــــواهد دلملحظه ای بامـــــــزه میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط