i didnt cheat
i didn't cheat 🍀
#i_didnt_cheat
𝑷𝑨𝑹𝑻 9
ادامه فلش بک:
ویو ات:
نیم ساعت گذشتو الان یونگی وسط جلسست و الان وقت انتقامه. طبق سلیقه مستر مین لباس خواب مورد علاقشو پوشیدم که به سختی بدنمو میپوشوند جلوی ایینه ژست گرفتمو برای یونگی فرستادم.
ویو یونگی:
وسط جلسمو مدیر عاملام دارن از وضعیت و مشکلاتو اینا صحبت میکنن و منشیم کنارم نشسته.
گوشیم با پیامی از ات روشن میشه برام عکس فرستاده؟ اها شاید این همون انتقامیه که گفت ببینم چی خریده که اینقدر گرونه، وقتی عکسارو باز کردم ناخوداگاه زیر لب فاکی گفتم. چیزی نخریده این خودشه، این دختر یاعث میشه من ناخواسته داغ بشم
این دختر منو با بدنش میکشه. لعنت بهت ات الان من تا چند ساعت دیگه چیکار کنم؟ دونه های عرق روی پیشونیم و اون د*یک سختم تمرکز کردن روی جلسه رو برام اسون نمیکرد. با تصاویر سناریو هایی که وقتی رفتم خونه با ات انجام میدم بدنم گر میگیره ات برد.
منشی: رییس حالتون خوبه؟
٪ اره... . منشی: اما...
٪ گفتم که خوبم جلسه رو ادامه میدیم.....
چند ساعت بعد من کارم تو شرکت تموم شد و با سرعت رفتم خونه، وقتی رسیدم داد زدم. حس میکردم باکسرم از پری*ک*ام سنگین شده.
ات! کجایی
ات با حالت بی گناه اومد و گفت: عزیزم چیشده؟
٪ جالبه که نمیدونی...
=پوزخندی زد... اوووه فکر کنم بدونم مستر مین چش شده، پری*کامت به شلوارت نم پس داده عزیزم.
گفتم: فاک درسته... میرم لباسامو عوض کنم
وقتی رفتم دیدم داره میره سمت اتاق. بعد از اینکه برگشتم رفتم تو تخت و سرمو به سینه های نرم و گرمش فشردم، من در برابر اون به پسر بچه تبدیل میشم خودمو بهش فشار میدم و از حس کردن بدنش روی د*یکم ناله میکنم.
٪ ات خیلی اذیت میکنی،به تنبیه نیاز داری اینطور فکر نمیکنی؟
ات همیشه تنبیه هاشو میپذیرفت اما یهو گفت
ببخشید یونگی ولی من پریودم...
خونم به جوش اومد به با*سن خوش فورمش چنگ زدم
چی؟ دختره ی...
=ادامه بده تا به اذیت کردنام ادامه بدم...
دارم عذاب میکشم.... گفتم: خب من با این هیولای زیر شلوارم چیکار کنم؟
=اومم... نومودونم
خیلی لوسش کردما شبیه نینیاست البته منم هستم...
٪ خب حداقل سا*ک که میتونی بزنی
=واییی باشه بابا عجب غلطی کردما.
پایان فلش بک
ویو یونگی: با به یاد اوردن اون خاطره خندیدم که دیدم دست ات داره تکون میخوره.
ات؟!.... صدامو میشنوی؟ منم یونگی
=یونگیا.... من کجام. چیشده....
٪ برات توضیح میدم فقط صبر کن برم داگو رو بیارم...(بغض)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت بعدی پارت اخره ها، بنظرتون فیک یعدی از کی باشه نظر خودم تهیونگه نظر شما چیه هویجام؟
شرایط:
لایک: ۱0
کامنت: ۱۲
بازنشر: ۵
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#i_didnt_cheat
𝑷𝑨𝑹𝑻 9
ادامه فلش بک:
ویو ات:
نیم ساعت گذشتو الان یونگی وسط جلسست و الان وقت انتقامه. طبق سلیقه مستر مین لباس خواب مورد علاقشو پوشیدم که به سختی بدنمو میپوشوند جلوی ایینه ژست گرفتمو برای یونگی فرستادم.
ویو یونگی:
وسط جلسمو مدیر عاملام دارن از وضعیت و مشکلاتو اینا صحبت میکنن و منشیم کنارم نشسته.
گوشیم با پیامی از ات روشن میشه برام عکس فرستاده؟ اها شاید این همون انتقامیه که گفت ببینم چی خریده که اینقدر گرونه، وقتی عکسارو باز کردم ناخوداگاه زیر لب فاکی گفتم. چیزی نخریده این خودشه، این دختر یاعث میشه من ناخواسته داغ بشم
این دختر منو با بدنش میکشه. لعنت بهت ات الان من تا چند ساعت دیگه چیکار کنم؟ دونه های عرق روی پیشونیم و اون د*یک سختم تمرکز کردن روی جلسه رو برام اسون نمیکرد. با تصاویر سناریو هایی که وقتی رفتم خونه با ات انجام میدم بدنم گر میگیره ات برد.
منشی: رییس حالتون خوبه؟
٪ اره... . منشی: اما...
٪ گفتم که خوبم جلسه رو ادامه میدیم.....
چند ساعت بعد من کارم تو شرکت تموم شد و با سرعت رفتم خونه، وقتی رسیدم داد زدم. حس میکردم باکسرم از پری*ک*ام سنگین شده.
ات! کجایی
ات با حالت بی گناه اومد و گفت: عزیزم چیشده؟
٪ جالبه که نمیدونی...
=پوزخندی زد... اوووه فکر کنم بدونم مستر مین چش شده، پری*کامت به شلوارت نم پس داده عزیزم.
گفتم: فاک درسته... میرم لباسامو عوض کنم
وقتی رفتم دیدم داره میره سمت اتاق. بعد از اینکه برگشتم رفتم تو تخت و سرمو به سینه های نرم و گرمش فشردم، من در برابر اون به پسر بچه تبدیل میشم خودمو بهش فشار میدم و از حس کردن بدنش روی د*یکم ناله میکنم.
٪ ات خیلی اذیت میکنی،به تنبیه نیاز داری اینطور فکر نمیکنی؟
ات همیشه تنبیه هاشو میپذیرفت اما یهو گفت
ببخشید یونگی ولی من پریودم...
خونم به جوش اومد به با*سن خوش فورمش چنگ زدم
چی؟ دختره ی...
=ادامه بده تا به اذیت کردنام ادامه بدم...
دارم عذاب میکشم.... گفتم: خب من با این هیولای زیر شلوارم چیکار کنم؟
=اومم... نومودونم
خیلی لوسش کردما شبیه نینیاست البته منم هستم...
٪ خب حداقل سا*ک که میتونی بزنی
=واییی باشه بابا عجب غلطی کردما.
پایان فلش بک
ویو یونگی: با به یاد اوردن اون خاطره خندیدم که دیدم دست ات داره تکون میخوره.
ات؟!.... صدامو میشنوی؟ منم یونگی
=یونگیا.... من کجام. چیشده....
٪ برات توضیح میدم فقط صبر کن برم داگو رو بیارم...(بغض)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت بعدی پارت اخره ها، بنظرتون فیک یعدی از کی باشه نظر خودم تهیونگه نظر شما چیه هویجام؟
شرایط:
لایک: ۱0
کامنت: ۱۲
بازنشر: ۵
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۴.۲k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط