یادم میاد روزایی که عاشقونه

یادم میاد روزایی که عاشقونه

با بچه های محله میرفتیم کوهپایه تا عصر

روزها و ساعت مثل برق رفتن و

دوستامم با برفا آب شدن

تا گرم بمونن روزایی که من پیش رومه

نامردا همه رفتن

همه سرگرم وغرقن
توی کارو بار و با عیال و داف
چون توی حیاط ما دیگه جایی نیست
واسه اینهمه عشق و حال لارج

اینا کیان
به اصطلاح رفیقان
تا کجا باهات میان
چرا تورو میخوان
واسه سود و زیان
و هیشکی طرفت نیست
چون لیست طلبت شده بیستا ورق خیس

ساعت برگرد // ساعت برگرد

ساعت برگرد // ساعت برگرد..
دیدگاه ها ()

یه فوق العاده ی دیگه از چاوشی ♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡

تا صُبـحدم به یادِ تو شَب را قَدم زَدم آتَش گِرفتم اَز تو و...

زمستان باشد و...برف باشد و...سوز باشد و...نیمکت پارکیخ زده ب...

گونه های تر من، دست کسی را حس کرد.یک نفر نام مرا زیبا بردو ب...

سناریو:ان شب در ساحل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط