یادم میاد روزایی که عاشقونه
یادم میاد روزایی که عاشقونه
با بچه های محله میرفتیم کوهپایه تا عصر
روزها و ساعت مثل برق رفتن و
دوستامم با برفا آب شدن
تا گرم بمونن روزایی که من پیش رومه
نامردا همه رفتن
همه سرگرم وغرقن
توی کارو بار و با عیال و داف
چون توی حیاط ما دیگه جایی نیست
واسه اینهمه عشق و حال لارج
اینا کیان
به اصطلاح رفیقان
تا کجا باهات میان
چرا تورو میخوان
واسه سود و زیان
و هیشکی طرفت نیست
چون لیست طلبت شده بیستا ورق خیس
ساعت برگرد // ساعت برگرد
ساعت برگرد // ساعت برگرد..
با بچه های محله میرفتیم کوهپایه تا عصر
روزها و ساعت مثل برق رفتن و
دوستامم با برفا آب شدن
تا گرم بمونن روزایی که من پیش رومه
نامردا همه رفتن
همه سرگرم وغرقن
توی کارو بار و با عیال و داف
چون توی حیاط ما دیگه جایی نیست
واسه اینهمه عشق و حال لارج
اینا کیان
به اصطلاح رفیقان
تا کجا باهات میان
چرا تورو میخوان
واسه سود و زیان
و هیشکی طرفت نیست
چون لیست طلبت شده بیستا ورق خیس
ساعت برگرد // ساعت برگرد
ساعت برگرد // ساعت برگرد..
- ۲.۳k
- ۰۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (-۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط