بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت دوازده 🍷🗡
چیزی نگفت
سرشو برگردوند
که دستمو گذاشتم زیر فکش و برگردوندم طرف خودم و غریدم
+با توام!!
بغض کرده گفت
_میخوای باهام چیکار کنی؟
وقتی بغض کرد لبش لرزید
لبخند کجی زدم
آرامش که میگفتن یعنی این دختر!
شصتمو محکم روی لبش و گونش کشیدم ...
خیره و منتظر نگاهم کرد
لب زدم
+نمیدونم.! اسباب بازی جدیدمی!
دستشو از دستم آزاد کرد
مشت زد بهم
_من اسباب بازی تو نیستم
پچزدم
+هستی!
مشت زد دوباره بهم و افتاد به جونم ...
لذت میبردم از حرص خوردنش
بلاخره مشت زدنش تموم شد
آروم شد
سرشو افتاد رو قفسه ی سینم
خوابش برده بود پدسگ
نگاهی به صورتش کردم
رد قطره اشک رو صورتش بود
پارت دوازده 🍷🗡
چیزی نگفت
سرشو برگردوند
که دستمو گذاشتم زیر فکش و برگردوندم طرف خودم و غریدم
+با توام!!
بغض کرده گفت
_میخوای باهام چیکار کنی؟
وقتی بغض کرد لبش لرزید
لبخند کجی زدم
آرامش که میگفتن یعنی این دختر!
شصتمو محکم روی لبش و گونش کشیدم ...
خیره و منتظر نگاهم کرد
لب زدم
+نمیدونم.! اسباب بازی جدیدمی!
دستشو از دستم آزاد کرد
مشت زد بهم
_من اسباب بازی تو نیستم
پچزدم
+هستی!
مشت زد دوباره بهم و افتاد به جونم ...
لذت میبردم از حرص خوردنش
بلاخره مشت زدنش تموم شد
آروم شد
سرشو افتاد رو قفسه ی سینم
خوابش برده بود پدسگ
نگاهی به صورتش کردم
رد قطره اشک رو صورتش بود
- ۲.۷k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط