پارت

< پارت ۲ >

ویو ات

چند روزی گذشت و جین هر روز سر ب سرم میزاشت دیگ کلافه شده بودم

برای اینکه هر زنگ میومد اذیتم میکرد با سوجی رفتیم ی جایی پشت مدرسه ک تقریبا خارج از مدرسه بود

٬مطمعنی اجازه داریم اینجا باشیم

(+ اره بابا

نشسته بودیم یهو چند تا پسر از مدرسه کناری اومده بودن ... مارو دیدن و نزدیک مون شدن و...

ویو جین

از اون دعوا چند روزی گذشت و ات رو اذیت میکردم واقعا حال میداد...وقتی حرصش در میومد کیوت میشد..

شاید ازش خوشم اومده شایدم واسه سرگرمیه برام مهم نیس

ولی ب بقیه گفته بودم فقط من حق دارم اذیتش کنم...

داشتیم با بچه ها میرفتیم ی قرار دعوا داشتیم با ی سری دانش اموز رفتیم سر قرار...

دیدم دارن ب دوتا دختر زور میگن.. بیشتر دقت کردم دیدم ات و دوستشن

نتونستم خودمو کنترل کنم و مث سگ زدمشون

ویو ات

یکی از پسرا اومده بود نزدیک من (علامت دوتا از پسرا °^)

°وای عجب چیزیه

^اول من استفاده کنم بعد تو

°رفیقش ماله تو این ماله من

(+ اهای چی میگین واسه خودتون گمشین برین

°زبون درازم تشریف دارن ک

(+ میری یا زنگ بزنم پلیس

°هع ترسیدیم

یهو موهامونو گرفتن داشتن چرت و پرت میگفتن نتونستم جداش کنم ک یهو پرت شد اونور

این پسره جین اونجا بود... برای اولین بار از حضورش خوشحال شدم... چقد باحال بود... ات چی میگی.... بخودت بیا

*شما نمیدونین اینجا منطقه ممنوعهه

( +بدونیم ک چی بشه

*خفه شووو(داد) ممکن بود هر بلایی سرتون بیارن

( +ما ک نمیدونستیم حق نداری با ما اینطور حرف بزنی (داد)

بیا بریم سوجی

*جا تشکرته

( +اره

رفتیم از اونجا... یعنی چی سر من داد میزنه اصن کیه منه ک اینطوری میکنه... اه اعصابم خورد شد

رفتیم سر کلاس اون زنگ نیومده بود

~اهای بچه ها یادتون نرفته ک

(+ چی رو

~ات مسخره کردی مارو...قرار بود بریم کارائوکه (ی جا واسه خوشگذرونی و اواز خوانی)

(+ اها... من نمیام..

~اتتتتتتتتت

(+ باشه باشه

~همه اوکین؟

همه بچه ها : اره بابا

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره #رمان

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۲)

< پارت ۳ >ویو ات زنگ خورد و رفتیم خونه استراحت کردم و قرار ب...

< پارت ۴ >ویو شب(جین) رسیدیم خونه بردمش گذاشتمش رو تخت خواست...

چند پارتی جین ✨🍓 (بخاطر برگشتنش😭✨🍓) < پارت ۱ >ویو ات با چ...

< مغرور فداکار >(پارت ۷) ویو سورا**صبح از خواب بیدار شدم نمی...

پارت سوم ازدواج اجباری

پارت13فصل1ات دیگه داشت مطمئن میشد که جونگ کوک رو دوست داره ک...

پارت 𝟭𝟲تهیونگ: چه خوب منم میخاستم برم ات: هوم باش مامان خداف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط