P

P4:
همونطور ک دستش روی قلبش بود، یک دفعه با دستش قلب درست میکنه و سمت ات میگیره...
_اوه، وقتی دیدمت خوب شدم...
اره، دوباره شوخیش گرفته بود...
دست ا.ت روی صورتش گذاشته بود و با صدایی که زیر دستش خفه شده بود جواب داد: ترسوندیم لعنتی.. فکر کردم اتفاقی برات افتاده و بهم نگفتی!!!
آروم روی بازوی جین رو فشرد و آروم خندید: تو خیلی شیرینی سوکجینی! مثل..مثل کیک توت فرنگی میمونی..خیلی شیرینی!
_اوه اوه اوه...کیک توت فرنگی؟ هوم...دوسش دارم...
همونطور ک حرف میزد، کم کم چشمهاش بسته شد و هر لحظه ب خوابیدنش نزدیکتر میشد...اون هیچوقت خستگیشو بروز نمیداد، با خوابیدنای یهوییش بقیه و از خستگیش مطلع میکرد...
لحظه ای چشمهاشو باز کرد، ولی ای کاش م اینکارو نمیکرد...کاملا بغض کرده بود...
دست های ا.ت دور صورت جین حلقه شد
آروم آروم به سمت صورت جین خم شد
بوسه آرومی روی گلوی جین کاشت و به چشم های بغض دار جین خیره شد: میگن اگه گلوی کسی که بغض کرده رو ببوسی اون بغض تبدیل به غمباد نمیشه
من هربار که سر هرچیزی بغض کنی گلوت رو میبوسم سوکجینم
جین ک داشت تو سرش با هوریا تاس مینداخت و تو عالم خودش بود، تک خنده ای میکنه و با بوسیدن گلوی ات، بوسشو پس میده...
_دختر کوچولوی من...
همونطور ک چشمای بغض دارش نیمه باز بود، دستی ب سر ات میکشه و اروم میشونتش روی پاهاش...
_میدونی، وقتی داشتم اتیشارو خاموش میکردم با خودم گفتم گرم تر ازینجا وجود نداره، ولی یادم رفته بود بغلی ک تنها متعلق به منه گرم ترین بغله امن دنیاست...






با همکاری kim_rn@
مرسی قشنگم خسته نباشی عالی بوددد
ا.ت: نیلا
جین: ار ان
دیدگاه ها (۴۳)

خانواده نیلی رنگمون ۱۰۰۱ نفری شدههههههههههههههههههههههههه‍هه...

دوپارتی جدید به خاطر ۱۰۰۳ نفری شدنمونننننن:))))))!p1:همیشه ب...

P3:دست های ا.ت توی موهای ابریشمیِ جین فرو رفت و آروم دستشو ا...

P2:پاچه شلوارش رو که تا بالای زانوش رفته بود پایین و از پله ...

پارت ۹

عشق زخمیp/⁹

پدر ناتنی منpart:³⁹"هانول دقیقا شبیه ب جی یونگ بود‌...ی دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط