اول از همه معذرت میخوام که دیر پارت رو میزارم یه مشکل ک
اول از همه معذرت میخوام که دیر پارت 5 رو میزارم یه مشکل کوچیک برام پیش اومده بود
خب بریم سراغ فیک
چندپارتی درخواستی از جونگکوک. P5
ل...لط...لطفا بزار برم (لکنت و گریه )
_من حرف مو یه بار تکرار میکنم (با سردی و یکم تند )
لط.....
_چی گفتم (داد)
چ.......چ......چشم(لکنت و بغض)
راوی ات سریع با اشک غذا ها رو میخورد و جونگکوک هم به ات زول زده بود
ویو جونگکوک
وای من چم شده چرا انقدر قلبم تند میزنه چرا ات انقدر خوشگله وای چی میگی جونگکوک وایسا ببینم این دختر میتونه به نفع من باشه اگر به پدر معرفیش کنم و بگم با این ازدواج میکنم تا با اون هر/زه لینا ازدواج کنم
ویو ات
انقدر اشک ریختم که چشمام میسوزه اون مرتیکه هم همین جوری زول زده به من واقعن که مرتیکه خر (خر خودتی دختره خنگ)
ت...تموم شد (بغض و لکنت )
_آفرین دیگه به حرف د/دی گوش کن (با حالت هات )
هااااا(داد)
_صدا تو واسه من نبر بالا فهمیدی (عربده)
چشم(بغض)
_پاشو میخوام یه چیزی بهت بگم اگر هم قبول نکردی اواقبش با خودت
چشم(بغض)
_خیلی بیین فردا میریم پیش پدرم من بهش میگن یا تو ازدواج میکنم چون من نمی خوام با دختر عمه ام ازدواج کنم فهمیدی اگر هم خطایی ازت سر بزنه یه کاری میکنم که آرزوی مرگ بکنی فهمیدی(حالت ترسناک )
اما...نمی..شه ازدواج نکنیم (آروم و با بغض)
_اما مما نداریم فهمیدی یا نه (داد)
بله
_خب زود باش بخواب فردا اجوما برات لباس میاره (سرد)
چشم (بغض )
_آبغوره هم نگیر (سرد)
اگر کم بود ببخشید
بای حمایت یادت نره من شرط نمی زارم
خب بریم سراغ فیک
چندپارتی درخواستی از جونگکوک. P5
ل...لط...لطفا بزار برم (لکنت و گریه )
_من حرف مو یه بار تکرار میکنم (با سردی و یکم تند )
لط.....
_چی گفتم (داد)
چ.......چ......چشم(لکنت و بغض)
راوی ات سریع با اشک غذا ها رو میخورد و جونگکوک هم به ات زول زده بود
ویو جونگکوک
وای من چم شده چرا انقدر قلبم تند میزنه چرا ات انقدر خوشگله وای چی میگی جونگکوک وایسا ببینم این دختر میتونه به نفع من باشه اگر به پدر معرفیش کنم و بگم با این ازدواج میکنم تا با اون هر/زه لینا ازدواج کنم
ویو ات
انقدر اشک ریختم که چشمام میسوزه اون مرتیکه هم همین جوری زول زده به من واقعن که مرتیکه خر (خر خودتی دختره خنگ)
ت...تموم شد (بغض و لکنت )
_آفرین دیگه به حرف د/دی گوش کن (با حالت هات )
هااااا(داد)
_صدا تو واسه من نبر بالا فهمیدی (عربده)
چشم(بغض)
_پاشو میخوام یه چیزی بهت بگم اگر هم قبول نکردی اواقبش با خودت
چشم(بغض)
_خیلی بیین فردا میریم پیش پدرم من بهش میگن یا تو ازدواج میکنم چون من نمی خوام با دختر عمه ام ازدواج کنم فهمیدی اگر هم خطایی ازت سر بزنه یه کاری میکنم که آرزوی مرگ بکنی فهمیدی(حالت ترسناک )
اما...نمی..شه ازدواج نکنیم (آروم و با بغض)
_اما مما نداریم فهمیدی یا نه (داد)
بله
_خب زود باش بخواب فردا اجوما برات لباس میاره (سرد)
چشم (بغض )
_آبغوره هم نگیر (سرد)
اگر کم بود ببخشید
بای حمایت یادت نره من شرط نمی زارم
- ۵.۳k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط