وقتی مریض بودی پارت
وقتی مریض بودی پارت 1
سلام من جونگ رزی ام.
24 سالمه
3ماهه با شوگا ازدواج کردم.
ی منشی هستم تو شرکت چاپ کتاب.
شوگا ماموریته2ماه و 2 هفته است که ندیدمش.
راستش من سرء دارم و شوگا نمیدونه.
یعنی درواقع من دوهفته دیدمش.
من هم سرکار میرم،هم کار های خونه بنزین ماشین و همه ی کار ها به عهده ی منه و مهم تر از همه اینه گه تو این مدت همه ی 7بار بهم زنگ زده منم از دستش خیلییییی ناراحتم.
امروز خبر مرگش قراره بیاد.
یذره مریض شدم بخاطر کار زیاد خیلییییی گریه کردم زیر چشمم سیاه شده.
بیمیاب درست کردم.
اریش کردم و لباس پوشیدم خونه رو یذره مرتب کردم.
داشتم چتری هامو مرتب میکردم که صدای زنگ در اومد.....
سلام من جونگ رزی ام.
24 سالمه
3ماهه با شوگا ازدواج کردم.
ی منشی هستم تو شرکت چاپ کتاب.
شوگا ماموریته2ماه و 2 هفته است که ندیدمش.
راستش من سرء دارم و شوگا نمیدونه.
یعنی درواقع من دوهفته دیدمش.
من هم سرکار میرم،هم کار های خونه بنزین ماشین و همه ی کار ها به عهده ی منه و مهم تر از همه اینه گه تو این مدت همه ی 7بار بهم زنگ زده منم از دستش خیلییییی ناراحتم.
امروز خبر مرگش قراره بیاد.
یذره مریض شدم بخاطر کار زیاد خیلییییی گریه کردم زیر چشمم سیاه شده.
بیمیاب درست کردم.
اریش کردم و لباس پوشیدم خونه رو یذره مرتب کردم.
داشتم چتری هامو مرتب میکردم که صدای زنگ در اومد.....
- ۳.۹k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط