هرروز با انبوهی از غـــم‌‌های کوچک

هرروز با انبوهی از غـــم‌‌های کوچک
گم می شوم در بین آدم‌‌های کوچک

سرمایی احساس من مشتی دوبیتی‌ست

عمری‌ست می بالـم به این غم‌‌های کوچک

گلبرگ‌‌ها هم پاکی ام را می‌شناسند

مثل تمـــام قطره شبنـــم‌‌های کوچک

با آن که بیهوده‌ست امّا می‌سپارم

زخم بزرگم را به مرهم‌‌های کوچک

پیچیده بـــوی محتشـم مثل نسیمی

در سینه‌‌هامان این محرّم‌‌های کوچک

غــم‌‌هایمان اندازه صحرا بزرگ اند

ما را نمی فهمند آدم‌‌های کوچک
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

هر روز با انبوهی از غم‌های کوچکگم می‌شوم در بین آدم های کوچک...

هر روز با انبوهی از غم های کوچکگم می شوم در بین آدم های کوچک...

Fهر روز با انبوهی از غمهای کوچک. گم می شوم ...

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت. ف...

آنهایی که کمتر تو را می شناسند همیشه می گویند خوش به حالت. ف...

.آنهایی که کمتر تو را می شناسند همیشه می گویند خوش به حالت. ...

دلخوشی‌های ساده، شناسنامه نمی‌خواهند؛نه سن می‌پرسند، نه سال ...

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! ف...

⁦☁️⁩آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط