P15

P15

رفتیم سمت یک رستوران تا غذا بخوریم
.خی چی میخورین به حساب من
هانا با تعجب بهم نگاه کرد آخه می دونست چی بشه من از جیبم خرج کنم
0پس زنگ بزنیم جی خود و دوهی هم بیان
.حالا من خواستم یک بار از جیبم خرج کنما
؟خخخخ
بعدش به دونی زنگ زدم و گذاشتم رو بلندگو که متوجه شدم صدای زنگ گوشی دوهی میاد برگشتم و دوهی جی
هوپ رو کنار هم دیدم
.دوهییییی
!شما اینجا چیکار می‌کنی
؟احتمالا ما نباید این سوال رو بپرسیم
!خب راستش
ـ ما باهم قرار می آریم
.چییییی
؟مبارکههههههه
ـ خب خودتون چی
،ما هم باهم قرار می زاریم دیگه
!راستی چرا بهم زنگ زدی
. هیچی می خواستم بگم که بیای رستوران که اومدی
0خیل خب اگه حرفاتون تموم شد من گشنمههه
. خب چی سفارش می‌دین
همه باهم گفتن که گوش گوشت پس منم یک سینی ۸نفره گوشت سفارش دادم با یک نوشابه خانواده
بعد از اینکه غذا رو خوردیم رفتم حساب کنم که خانومه گفت شما قبلاً حساب کردین
. چی کی کی
به اون وو اشاره کرد
دیدگاه ها (۲)

P16بچه ها رفته بودن بیرون رفتم بیرون که دیدم منتظره ،بیا بشی...

P17 چشمام رو باز کردم که دیدم ل بام روی ل بای اون وو سریع ا...

بلاخره بعد سالی ماهی وقت کردم بنویسم

P13رفتم نشستم اونم نشست و برام کمربند بیت صورتش از نزدیک خیل...

my black cat

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟗@lady_jeonstar부인 전∘₊✧──────✧₊∘_شما؟ جی کی:هیچی منم ...

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟏𝟎𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊@lady_jeonstarجیسو: راستی، از هم نپرسیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط